شای . (معرب ، اِ) معرب چای و بمعنی آن . (ناظم الاطباء). رجوع به چای شود.
شای . (اِ) خدا و یزدان .(ناظم الاطباء) (اشتنگاس ). اما جای دیگر دیده نشد.
شای. ( اِ ) خدا و یزدان.( ناظم الاطباء ) ( اشتنگاس ). اما جای دیگر دیده نشد.شای. ( معرب ، اِ ) معرب چای و بمعنی آن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چای شود.شأی. [ ش َءْی ْ ] ...
فرهنگ فارسی
از پیش بشدن
دانشنامه عمومی
شای،در اساطیر مصر باستان به عنوان خدای سرنوشت،محافظ از بدو تولد تا مرگ پنداشته می شده است.فهرست شخصیت ها، مکان ها و رویدادهای افسانه ای یونان باستانمسخنتتاورتشای به هیأت مردی به شکل بز و گاه به هیأت یک افعی که زیر خشت چالۀ تولد،که به شکل سر مسخنت است،ترسیم کرده اند.این خدا به همراه مسخنت و تاورت در هنگام به دنیا آمدن کودکی بر او پدیدار می شدند و سرنوشت او را رقم می زندند.wiki: شای...