Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ شاوکم

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑvekˌam/ تلفظ :‌ [S'Avek,am]
لغت نامه دهخدا
  • شاوک
  • شاکمند
  • شالکم واش
  • شاوکان
  • شاوکث
  • شاوکثی
  • شاکمونی
  • رایان شاوکراس
  • شاورما
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

شاوکم. [ ] ( اِخ ) نام شحنه قراختای در ایغور باشد : در آن بهار که قراختای بر بلاد ماوراءالنهر و ترکستان غالب شد او [ بارجوق ] نیز در ربقه طاعت و قبول اداء مال آمد و او را شحنه ای فرستادنام او شاوکم بود. ( جهانگشای جوینی ج 1 ص 32 ). شوکم. شادکم. شاؤکم. ( حاشیه جهانگشای جوینی ج 1 ص 32 ).

کلمات مرتبط

  • شاوک
  • شاکمند
  • شالکم واش
  • شاوکان
  • شاوکث
  • شاوکثی
  • شاکمونی
  • رایان شاوکراس
  • شاورما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات