معانی کلمه : شاو
لغت نامه دهخدا
شاو. (ص ) بمعنی خالص چنانکه زر شاو بمعنی زر خالص است . (از غیاث اللغات ). اما صحیح کلمه ساو است با سین مهمله . (حاشیه ٔ غیاث اللغات چ دبیرسیاقی ). رجوع به ساو شود.
فرهنگ معین
( شأو ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) سبقت گرفتن . ۲ - کندن . ۳ - (اِ. ) غایت هر چیز. ۴ - تک ، ته . ۵ - مهار شتر. ۶ - به شکل شتر. ۷ - خاک چاه . ۸ - زنبیل .
