معانی کلمه : شاهه
لغت نامه دهخدا
شاهه . [ هَِ ] (اِ) بادگیر و برج مانندی که بر بالای خانه جهت ترویح هوا بنا کنند. (ناظم الاطباء). این معنی را در فرهنگهای دیگر نیاورده اند.
فرهنگ فارسی
بادگیر و برج مانندی که بر بالای خانه جهت ترویح هوا بنا کنند .
واژه نامه بختیاریکا
شاید
می شود؛ شاید. مثلاً شاهه گُی رَه کُجه ؟
می شود؛ شاید. مثلاً شاهه گُی رَه کُجه ؟
