Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاهدانق

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑhdˈɑneq1/ تلفظ :‌ [S'Ahd'Aneq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاهدان
  • شاهدانج
  • شاهدانه
  • شاهدانه ایان
  • شاهدانه وش
  • شاهدانه وشیان
  • شهدانق
  • انواع شاهدانه
  • بته شاهدانه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاهدانق. [ ن َ ] ( معرب ، اِ مرکب ) معرب شاهدانه. شهدانج. بزرالقنب. تخم کنب. حب قنب. بپارسی تخم کنب گویند و بسریانی زرع ادام به رومی کنابورین و بتازی قنب گویند و ابوعمر و مطرز که غلام ثعلب بوده است گوید: آنچه دشتی بود به اندازه فلفل باشدو عامه عرب او را حب سمنه گویند... ( از ترجمه صیدنه ابوریحان بیرونی ). و نیز رجوع به شاهدانه شود.

فرهنگ فارسی

معرب شاهدانه شهدانج

کلمات مرتبط

  • شاهدان
  • شاهدانج
  • شاهدانه
  • شاهدانه ایان
  • شاهدانه وش
  • شاهدانه وشیان
  • شهدانق
  • انواع شاهدانه
  • بته شاهدانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات