Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاه کال

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑːh kˈɑl/ تلفظ :‌ [S'A:h k'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاه بلوط اسبی کالیفرنیا
  • شاه مار کوهی کالیفرنیا
  • کا شاه تخته
  • کاا شاه کاکو
  • کالا ی حمل شده باکشتی
  • شال کالک
  • بهای کالای فروخته شده
  • سامانه هماهنگ شده شماره گذاری کالا
  • شات کالر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاه کال. ( ص مرکب ) کاج باشد و آن را لوچ نیز گویند و بعربی احول خوانند. ( فرهنگ جهانگیری ). بمعنی کاج است که بعربی احول گویند. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). لوچ و آن کژ چشم است که یکی را دو بیند. ( از آنندراج ). دوبین. لوچ. کاژ. کژبین.

فرهنگ فارسی

کاج باشد و آنرا لوچ نیز گویند و بعربی احول خوانند .

کلمات مرتبط

  • شاه بلوط اسبی کالیفرنیا
  • شاه مار کوهی کالیفرنیا
  • کا شاه تخته
  • کاا شاه کاکو
  • کالا ی حمل شده باکشتی
  • شال کالک
  • بهای کالای فروخته شده
  • سامانه هماهنگ شده شماره گذاری کالا
  • شات کالر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات