Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاه لیمو

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑːh lˈimuː/ تلفظ :‌ [S'A:h l'imu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاه لمور
  • شته لیمویی سبز
  • لمور ورزشکار شانه سرخ
  • شاه
  • شاه اباد
  • شاه اباد بربری
  • شاه اباد عرب
  • شاه اباد غرب
  • شاه اباد کرد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاه لیمو. ( اِ مرکب ) لیموی خوش ترکیب خوشبوی ، میخوش ، که در لار فارس و خبیص کرمان بهم میرسد. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) :
جز بشاهی نشود فطرت فقرم قانع
شاه لیمو شکند حدت صفرای مرا.
تأثیر.

فرهنگ فارسی

لیموی خوش ترکیب خوشبوی میخوش

کلمات مرتبط

  • شاه لمور
  • شته لیمویی سبز
  • لمور ورزشکار شانه سرخ
  • شاه
  • شاه اباد
  • شاه اباد بربری
  • شاه اباد عرب
  • شاه اباد غرب
  • شاه اباد کرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات