شاه شاهان. [ هَِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شاهی که ممتاز از شاهان دیگر باشد که بارزتر و و برتر از شاهان باشد. که بر شاهان خرد سمت سروری داشته باشد. شاهانشاه. شهنشاه. شاهنشه. شاهانشه : که با شاه شاهان فلک داد کرددل خان خانان بدو شاد کرد.نظامی.چو رخت از بر کوه برد آفتاب سر شاه شاهان درآمد بخواب.نظامی.وگر باشد ای یار فرخنده خوی بجز شاه شاهان تو دیگر مجوی.سعدی.رجوع به شاهنشاه شود....
فرهنگ فارسی
شاهی که ممتاز از شاهان دیگر باشد که بارزتر و برتر از شاهان باشد که بر شاهان خرد سمت سروری داشته باشد .
دانشنامه عمومی
شاه شاهان (در سنت ایرانی اش: شاهَنشاه) عنوانی است که توسط چندین حکومت پادشاهی، در طول تاریخ مورد استفاده قرار گرفته است (به طور معمول توسط امپراتوری هایی که به صورت غیررسمی، جزو قدرت های بزرگ محسوب می شده اند)، و در بسیاری از این موارد، عنوان ادبی مذکور، به شکل تحت اللفظی به معنای «پادشاه پادشاهان» بوده است، یعنی پادشاهی والا و بلندمرتبه که دیگر پادشاهان و حاکمان نظام های سلطنتی، بنده و فرمانبردار...