کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : شاه سیارات
تلفظ بین المللی :
/ʃˈɑːh sajjˈɑrɑt/
تلفظ :
[S'A:h sajj'ARAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
احمد شاه سادات
شاه اباد سادات
سارا شاهی
شاه
شاه اباد
شاه اباد بربری
شاه اباد عرب
شاه اباد غرب
شاه اباد کرد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شاه سیارات. [ هَِ س َی ْ یا ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). کنایه از آفتاب است. ( انجمن آرا ).
فرهنگ فارسی
کنایه از آفتاب عالمتاب است
کلمات مرتبط
احمد شاه سادات
شاه اباد سادات
سارا شاهی
شاه
شاه اباد
شاه اباد بربری
شاه اباد عرب
شاه اباد غرب
شاه اباد کرد
نظرات