معانی کلمه : شاه بانو
لغت نامه دهخدا
شاه بانو. (اِ مرکب ) زن شاه . (فرهنگ نظام ). ملکه . شهبانو. || یکی از نامهای زنان است . (فرهنگ نظام ).
شاه بانو. (اِخ ) دخت شهنشاه فخرالدوله دیلمی بود که وی را جهت نوح بن منصورخواستگاری کردند. (مجمل التواریخ و القصص ص 387).
فرهنگ فارسی
دخت شهنشاه فخرالدوله دیلمی بود که وی را جهت نوح بن منصور خواستگاری کردند .
فرهنگ اسم ها
اسم: شاه بانو (دختر) (فارسی) (تلفظ: shahbanu) (فارسی: شاهبانو) (انگلیسی: shahbanu)
معنی: ملکه، شهبانو، نام دختر فخرالدوله دیلمی
معنی: ملکه، شهبانو، نام دختر فخرالدوله دیلمی
