معانی کلمه : شاندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نشاندن#NAME?
شانه کردن؛ شانه زدن موی: ◻︎ جهان به آب وفا روی عهد میشوید / فلک به دست ظفر جعد ملک میشاند (انوری: ۱۴۴).
شانه کردن، شانه زدن موی: جهان به آب وفا روی عهد می شوید / فلک به دست ظفر جعد ملک می شاند (انوری: ۱۴۴ ).
= نشاندن
= نشاندن
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م . ) ۱ - شانه کردن . ۲ - به هوا دادن خوشه های خرمن شده ، برای جدا کردن دانه از کاه .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نشاندن .
دانشنامه عمومی
خاموش کردن.
گویش مازنی
تکان دادن درخت به منظور ریختن میوه یا برگ
/shaandan/ تکان دادن درخت به منظور ریختن میوه یا برگ
