Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شان باف

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑn bˈɑf/ تلفظ :‌ [S'An b'Af]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شانه باف
  • مرد خانواده به یک روستایی احمق احتیاج دارم و من با یکی شان ازدواج کرده ام
  • درهم بافته شدن
  • شانه قالی بافی
  • شاه بابا
  • با باله شنا حرکت کردن
  • با تعظیم خارج شدن
  • با خصومت روبرو شدن
  • با روح شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شان باف. [ شام ْ ] ( ن مف مرکب )مخفف شان بافت. شانه بافت. شانه بافته. بافته شده به شانه. || ( نف مرکب ) بافنده به شانه. || ( اِ مرکب ) نوعی از پارچه باشد. ( دزی ج 1 ص 716 ) : و مائة ثوب من الشیرین باف و مائة ثوب من الشان باف. ( ابن بطوطه ). رجوع به شانه باف شود.

فرهنگ فارسی

مخفف شان بافت شانه بافت

کلمات مرتبط

  • شانه باف
  • مرد خانواده به یک روستایی احمق احتیاج دارم و من با یکی شان ازدواج کرده ام
  • درهم بافته شدن
  • شانه قالی بافی
  • شاه بابا
  • با باله شنا حرکت کردن
  • با تعظیم خارج شدن
  • با خصومت روبرو شدن
  • با روح شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات