معانی کلمه : شامر
لغت نامه دهخدا
شامر. [ م ِ ] (اِخ ) از عشایر نجد و منسوب به مرزوق از قبیله ٔ عجمان مجاور بنی خالد باشند و مراکز عمده ٔ آنها از طف تا عُقَیر و تا صَمّان امتداد دارد و دارای 1200 خانوارند و میان نجد و عراق رفت و آمد دارند. (از معجم قبائل العرب ).
فرهنگ فارسی
از عشایر نجد و منسوب به مرزوق از قبیله عجمان مجاور بنی خالد باشند و مراکز عمده آنها از طف تا عقیر و تاصمان امتداد دارد و دارای ۱۲٠٠ خانوارند و میان نجد و عراق رفت و آمد دارند .
