Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاماخ

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑmˈɑx/ تلفظ :‌ [S'Am'Ax]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • شاماخجه
  • شاماخچه
  • شاماخیان
  • ربع شامات
  • شامات
  • شامار
  • شاماس
  • شاماش
  • شاماک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاماخ . (اِ) سینه بند زنان را گویند و آن پارچه ای باشد که زنان پستانهای خود را بدان بندند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). شاماخچه .شاماخجه . شاماک . شاماکچه . رجوع به این کلمات شود.

شاماخ . (اِ) نام نوعی از غله است و دانه های آن بغایت کوچک میباشد. (برهان قاطع).نوعی از حبوب مأکول است بسیار ریزه بهندی شاماک و ساوان نامند. (از فرهنگ نظام ). قسمی ارزن . (ناظم ا...

فرهنگ عمید

۱. نوعی ارزن.
۲. = شاماک

فرهنگ معین

(اِ. ) = شاماک : ۱ - سینه بند، پستان بند. ۲ - نوعی غله که دانه های بسیار کوچک دارد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - شاماک . ۲ - نوعی غله که دانه های بسیار کوچک دارد .
سینه بند زنانرا گویند و آن پارچه باشد که زنان پستانهای خود را بدان بندند .

کلمات مرتبط

  • شاماخجه
  • شاماخچه
  • شاماخیان
  • ربع شامات
  • شامات
  • شامار
  • شاماس
  • شاماش
  • شاماک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات