معانی کلمه : شالی
لغت نامه دهخدا
شالی . (ص نسبی ) منسوب به شال و آن قریه ای است از قرای بلخ . (انساب سمعانی ).
فرهنگ عمید
شلتوک#NAME?
= شلتوک
فرهنگ معین
[ سنس . ] (اِ. ) برنجی که هنوز پوستش کنده نشده .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
شلتوک، برنج ازپوست برنیامده، برنجی که هنوزپوست، آن رانکنده باشند، کالی هم میگویند
( اسم ) برنجی که از پوست بر نیامده باشد برنجی که هنوز پوستش را نکنده باشند شلتوک .
منسوب به شال و قریه ایست از قرای بلخ
( اسم ) برنجی که از پوست بر نیامده باشد برنجی که هنوز پوستش را نکنده باشند شلتوک .
منسوب به شال و قریه ایست از قرای بلخ
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱گوسفند قهوه ای رنگ ۲شالی،شلتوک
شالی،نوعی زبان قراردادی منطقه ی شمال استبرای تبدیل هر کلمه ...
مترادف و متضاد
چلتوک، شلتوک
camlet (اسم)
شالی، صوف
