معانی کلمه : شافعی
لغت نامه دهخدا
شافعی . [ ف ِ ] (اِخ ) احمدبن محمد، ملقب به نجم الدین ، معروف به تمولی . رجوع به احمدبن محمد شود.
شافعی . [ ف ِ ] (اِخ ) احمدبن محمد حکیم . طبیب معاصر. او راست : «بلاغ الامنیة بالحصول الصحیته » در صفت بیماریها و طرق پیشگیری آنها. (معجم المطبوعات ).
فرهنگ عمید
۱. یکی از مذاهب چهارگانۀ اهل سنت.
۲. ویژگی کسی که از این مذهب پیروی می کند، پیرو مذهب شافعی، شافعیه.
۲. ویژگی کسی که از این مذهب پیروی می کند، پیرو مذهب شافعی، شافعیه.
فرهنگ معین
(فِ ) [ ع . ] (ص نسب . ) ۱ - منسوب به مذهب شافعی . ۲ - منسوب به محمدبن ادریس بن عباس بن عثمان بن شافع هاشمی قرشی مطلبی ، مکنی به ابوعبدالله. یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت .
