معانی کلمه : شاف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
شیاف#NAME?
= شیاف
فرهنگ معین
(اِ. ) نک شیاف .
فرهنگ فارسی
شیاف
۱ - دارویی است که در چشم استعمال شود . ۲ - دارویی جامد و مخروطی که آن را در مقعد گذارند تا موجب اجابت شکم گردد . جمع : شیافات .
فساد و تباهی در ریش چنان که به نشود
۱ - دارویی است که در چشم استعمال شود . ۲ - دارویی جامد و مخروطی که آن را در مقعد گذارند تا موجب اجابت شکم گردد . جمع : شیافات .
فساد و تباهی در ریش چنان که به نشود
گویش مازنی
/shaaf/ شیاف
مترادف و متضاد
suppository (اسم)
شیاف، شاف، شیاف طبی
