معانی کلمه : شاطبی
لغت نامه دهخدا
شاطبی . [ طِ بی / بی ی ] (ص نسبی ) منسوب به شاطبة. رجوع به شاطبة شود.
شاطبی . [طِ ] (اِخ ) ابوعامربن ینق . وی از جمله شاگردان ابوالعلأبن زهر در طب بود. (از عیون الانباء ج 2 ص 65).
فرهنگ عمید
از مردم شاطبه.
فرهنگ فارسی
محمد بن علی بن یوسف ملقب به رضیالدین و مکنی به ابو عبدالله از علمای دوره ارغون خان مغول ( و. ۶٠۱ ه.ق ./ ۱۲٠۴ م . -ف. ۶۸۴ ه.ق./ ۱۲۸۵ م . ). وی در علم لغت مهارت داشت و دارای تصانیفی است از جمله [حواشی] بر صحاح جوهری و غیره در چند مجلد .
ابو عامر ابن ینق وی از جمله شاگردان ابو العلائ بن زهر در طب بود .
ابو عامر ابن ینق وی از جمله شاگردان ابو العلائ بن زهر در طب بود .
