Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاس

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑs/ تلفظ :‌ [S'As]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شأس
  • شاس ترسون
  • شاس لولوبا
  • شاس گول
  • ابن شاس
  • عبدالله بن نجم بن شاس
  • شاسب
  • شاسب پر
  • شاسع
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاس . [ س ِ ] (فرانسوی ، اِ) صندوقی که در آن جسد قدیسان را نگاهدارند.

شاس . (اِخ ) راهی میان مدینه و خیبر. (معجم البلدان ). و رجوع به شأس شود.

شاس . [ شاس س ] (ع ص ) لاغر و ضعیف و خشک . (منتهی الارب ). الناحل الضعیف . (اقرب الموارد).

شاس . (اِخ ) ابن عقیلة. وی از بنی تمیم ...

فرهنگ فارسی

ابن عقیله . وی از بنی تمیم و برادر علقمه شاعر و از اصحاب منذربن مائ السمائ است و حارث بن ابی شمر چون منذر را کشت ویرا اسیر ساخت و سپس هنگام جستجوی علقمه او را آزاد کرد .

کلمات مرتبط

  • شأس
  • شاس ترسون
  • شاس لولوبا
  • شاس گول
  • ابن شاس
  • عبدالله بن نجم بن شاس
  • شاسب
  • شاسب پر
  • شاسع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات