Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاز

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑz/ تلفظ :‌ [S'Az]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شأز
  • شاز ده
  • شازده
  • شازند
  • شأزه
  • شازند شهر
  • شازند شهرستان
  • شازده احتجاب
  • شازده کوچولو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شأز. [ ش َءْزْ ] ( ع ص )زمین پرسنگ و ستبر. ( از متن اللغة ). جایگاه ستبر و سخت و مرتفع و خشن. ( از اقرب الموارد ). جای درشت سنگریزه ناک. ( منتهی الارب ). || ( مص ) بی آرام شدن. ( المصادر زوزنی چ بینش ص 389 ) ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

هم خوابگی با زن یا درشت شدن جایگاه

کلمات مرتبط

  • شأز
  • شاز ده
  • شازده
  • شازند
  • شأزه
  • شازند شهر
  • شازند شهرستان
  • شازده احتجاب
  • شازده کوچولو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات