معانی کلمه : شارم
لغت نامه دهخدا
شارم . [ رِ ] (ع ص ) تیری که گوشه ٔ نشانه را بشکافد. (منتهی الارب ). السهم یشرم جانب القرض . (اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
مرکز کانتون وژ از آروندیسمان اپینال واقع در کنار رودخانه موزل است . ۵٠٠٠ تن جمعیت دارد . آبجو سازی صنعت حاشیه دوزی و جنگلهای آن معروف است .
دانشنامه عمومی
شارم، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان صومعه سرا در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان کسما قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۹۲ نفر (۱۱۴خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان کسما قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۹۲ نفر (۱۱۴خانوار) بوده است.
wiki: شارم
گویش مازنی
باران نرم
/sheaarem/ باران نرم
