معانی کلمه : شادگان
لغت نامه دهخدا
شادگان . [ دَ / دِ ] (اِخ ) (خور) نام خوری است که آب دیه شاختلخان واقع در دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز از آن تأمین میشود. رجوع به شاختلخان و فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 شود.
فرهنگ فارسی
سابقا فلاحیه بخشی است از شهرستان خرمشهردشت گرمسیر دارای حدود ۱٠۲۴۶ تن جمعیت.توضیح در شهریور ۱۳۱۴ ه.ش . بموجب تصویب نامه هیئت وزیران نام [ فلاحیه ] به شادگان تبدیل شد .
نام خوری است که آب دیه شاختلخان واقع در دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز از آن تامین میشود .
نام خوری است که آب دیه شاختلخان واقع در دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز از آن تامین میشود .
