Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ شادله

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑdelˌeː/ تلفظ :‌ [S'Adel,e:]
لغت نامه دهخدا
  • شادبهر
  • شادلو
  • شادلی
  • شادمهر
  • شادنه
  • شادنه ٔ هندی
  • شاده
  • شاغله
  • شالده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

شادلة. [ دِ ل َ ] (اِخ ) موضعی است به مغرب در نزدیکی تونس . شاذله نیز گفته اند. (تاج العروس ذیل ش دل ) و رجوع به شاذلی و شاذلیه شود.

( شادلة ) شادلة. [ دِ ل َ ] ( اِخ ) موضعی است به مغرب در نزدیکی تونس. شاذله نیز گفته اند. ( تاج العروس ذیل ش دل ) و رجوع به شاذلی و شاذلیه شود.

کلمات مرتبط

  • شادبهر
  • شادلو
  • شادلی
  • شادمهر
  • شادنه
  • شادنه ٔ هندی
  • شاده
  • شاغله
  • شالده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات