کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : شاخنگور
تلفظ بین المللی :
/ʃˈɑxnaɡˌuːr/
تلفظ :
[S'Axnag,u:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
شاخندورف
پتوفی شاندور
شاخور
شنگور
شارنهورست
شاندور جورج
شانگو
شاهنور
لیگتی گیورگی شاندور
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
شاخنگور. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) پیچک درخت مو. ( ناظم الاطباء ). || قسمی دارو. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ شعوری ). و به عربی عسالیج خوانند. ( شعوری ). رجوع به شاخ انگور شود.
کلمات مرتبط
شاخندورف
پتوفی شاندور
شاخور
شنگور
شارنهورست
شاندور جورج
شانگو
شاهنور
لیگتی گیورگی شاندور
نظرات