Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاختان

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑxetˌɑn/ تلفظ :‌ [S'Axet,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاخشانه رفتن
  • شاخشانه زدن
  • قلعه شاخانی
  • بی شاخکان
  • شاخانه
  • شاخوان
  • شاخ وشانه یا شاخشانه کشیدن
  • شاتان
  • شاتانوگا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاختان. ( اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه شهرستان مهاباد، در جهل و هشت هزارگزی جنوب باختر مهابادو سی و هفت هزارگزی باختر راه مهاباد به سردشت. کوهستانی و سردسیر است. سکنه آن یکصد و پنجاه و نه تن کرد سنی اند. آب آن از رودخانه بادین آباد تأمین میشود و محصولات آن غلات و توتون و حبوبات و شغل مردم آن زراعت و گله داری و دستبافی و جاجیم بافی است. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ص ...

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان منگور بخش حومه شهرستان مهاباد در چهل و هشت هزار گزی جنوب باختر مهاباد و سی و هفت هزار گزی باختر راه مهاباد به سردشت .

کلمات مرتبط

  • شاخشانه رفتن
  • شاخشانه زدن
  • قلعه شاخانی
  • بی شاخکان
  • شاخانه
  • شاخوان
  • شاخ وشانه یا شاخشانه کشیدن
  • شاتان
  • شاتانوگا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات