Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاخ شاخ شدن

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑx ʃˈɑx ʃˈodan/ تلفظ :‌ [S'Ax S'Ax S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاخ بند شدن
  • شاخ پیدا شدن
  • شاخ به شاخ شدن
  • شاخ به شاخ شدن یا سرشاخ شدن
  • شاخ شدن
  • شاخ شانه
  • شاخ و شانه
  • شاخ و شانه کش
  • شاخ و شانه کشی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاخ شاخ شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) انشعاب. تشعب. منقسم بشاخه های مختلف ، قسمت قسمت ، منشعب شدن. تشعب. ( از نوادر لغات و تعبیرات معارف بهأولد چ فروزانفر ) : «ما همه نماز سپس تو می گزاردیمی مردمان میخواهندی تا شاخ شاخ شوندی.» ( معارف بهأولد چ فروزانفر ص 279 ).

فرهنگ فارسی

انشعاب تشعب

کلمات مرتبط

  • شاخ بند شدن
  • شاخ پیدا شدن
  • شاخ به شاخ شدن
  • شاخ به شاخ شدن یا سرشاخ شدن
  • شاخ شدن
  • شاخ شانه
  • شاخ و شانه
  • شاخ و شانه کش
  • شاخ و شانه کشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات