کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه شاخ-بن | کلماتور
معانی کلمه : شاخ بن
تلفظ بین المللی :
/ʃˈɑx bˈon/
تلفظ :
[S'Ax b'on]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شاخ بند شدن
شاخ را بند کردن یا چسباندن
بنفشه شاخ دار
امامزاده شاه میرعلی بن حمزه
شاه بن
شاه بن شجاع کرمانی
شاه بن میکال
خلیفه شیخ عیسی بن سلمان
خلیل بن میران شاه تیموری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
شاخ بن. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) درخت. ( فرهنگ نظام ). شاخ درخت :
ز باغ تو منزلگهی خواستن
می آوردن و مجلس آراستن
گلی چیدن از وی به هر شیوه ای
چشیدن ز هر شاخ بن میوه ای.
امیرخسرو ( از آنندراج و فرهنگ نظام ).
فرهنگ عمید
۱. شاخۀ درخت.
۲. درخت.
فرهنگ فارسی
درخت شاخ درخت
کلمات مرتبط
شاخ بند شدن
شاخ را بند کردن یا چسباندن
بنفشه شاخ دار
امامزاده شاه میرعلی بن حمزه
شاه بن
شاه بن شجاع کرمانی
شاه بن میکال
خلیفه شیخ عیسی بن سلمان
خلیل بن میران شاه تیموری
نظرات