معانی کلمه : سیکی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سه یک، یک سوم.
۲. (اسم ) شراب، مخصوصاً شرابی که به واسطۀ جوشش، دوسوم آن تبخیر شده و یک سوم باقی مانده باشد، سه پخت، شراب سه پخت، شراب ثلثان شده: روز نوروز است امروز و سر سال عجم / بزم نو ساز و طرب کن ز نو سیکی خور (فرخی: ۱۷۳ ).
۲. (اسم ) شراب، مخصوصاً شرابی که به واسطۀ جوشش، دوسوم آن تبخیر شده و یک سوم باقی مانده باشد، سه پخت، شراب سه پخت، شراب ثلثان شده: روز نوروز است امروز و سر سال عجم / بزم نو ساز و طرب کن ز نو سیکی خور (فرخی: ۱۷۳ ).
فرهنگ معین
(س یَ ) (ص نسب . ) شراب ، شرابی که به سبب جوشش دوسوم آن تبخیر شده باشد.
فرهنگ فارسی
سه یکی، سه یک، شراب، سه پخت، یک سوم باقی مانده
( صفت ) ۱ - شراب ثلثان شده باده ای که به سبب جوشش دو سوم آن بخار شده و یک سوم باقی مانده باشد شراب مثلث . ۲ - شراب باده .
( صفت ) ۱ - شراب ثلثان شده باده ای که به سبب جوشش دو سوم آن بخار شده و یک سوم باقی مانده باشد شراب مثلث . ۲ - شراب باده .
گویش مازنی
/siki/ نوعی قرارداد در روابط تولیدی ارباب و رعیتی که یک سوم محصول به ارباب تعلق می گرفت
مترادف و متضاد
۱. ثلث
۲. ثلثان
۳. شراب، شراب مثلث
