معانی کلمه : سیه پستان
لغت نامه دهخدا
سیه پستان. [ ی َه ْ پ ِ ] ( ص مرکب ) زنی را گویند که فرزند او نماند و زنی را نیز گویند که هر طفل را که او شیر دهد بمیرد. ( برهان ) ( آنندراج ) :
از خون دل طفلان سرخاب رخ آمیزد
این زال سپیدابرو وین مام سیه پستان.
از خون دل طفلان سرخاب رخ آمیزد
این زال سپیدابرو وین مام سیه پستان.
فرهنگ عمید
سیاهپستان#NAME?
= سیاه پستان
فرهنگ فارسی
۱ - زنی که پستانش سیاه رنگ باشد . ۲ - زنی که کودک خود را مراقبت و تربیت نکند . ۳ - زنی که هر کودک شیر او را بخورد بمیرد .
رنی را گویند که فرزند او نماند و زنی را نیز گویند که هر طفل را که او شیر دهد بمیرد .
رنی را گویند که فرزند او نماند و زنی را نیز گویند که هر طفل را که او شیر دهد بمیرد .
