Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیه زبان

تلفظ بین المللی : /sˈijah zabˈɑn/ تلفظ :‌ [s'ijah zab'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سیه زبانی
  • زبان زنی سه تایی
  • سیاه زبان
  • سیاه شدن زبان
  • سیف زبان
  • زبان السیف
  • زبان سیاه
  • زبان برنامه نویسی ای بی سی
  • زبان برنامه نویسی سی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سیه زبان. [ ی َه ْ زَ ] ( ص مرکب ) سیاه زبان. بدزبان. عیبگو. || کسی که دعای بد او اثر کند. ( غیاث اللغات ). شخصی که زیر زبانش سخت سیاه باشد و نفرین او تأثیر داشته باشد و او را سق سیاه نیز گویند. ( آنندراج ) : پیک بشارتی شد و اشک سفید پی سهم سعادت آمده آه سیه زبان.میرالهی ( از آنندراج ).- سیه شدن زبان ؛ از کار افتادن زبان به سبب پر گفتن. ( آنندراج ) : فقیه اگرچه سیه شد زبانش از تکرارنیافت مسئله چو...

فرهنگ فارسی

کسیکه دعای بد او اثر کند

کلمات مرتبط

  • سیه زبانی
  • زبان زنی سه تایی
  • سیاه زبان
  • سیاه شدن زبان
  • سیف زبان
  • زبان السیف
  • زبان سیاه
  • زبان برنامه نویسی ای بی سی
  • زبان برنامه نویسی سی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات