Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیه تاب

تلفظ بین المللی : /sˈijah tˈɑb/ تلفظ :‌ [s'ijah t'Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سینه تاب
  • رنگین تاب سه انگشتی
  • رنگین تاب سینه مسی
  • سه تاب
  • تابش جسم سیاه
  • نخهای سیر تابیده
  • تابستان سیاه
  • تابع سره
  • تیراندازی در بازی های المپیک تابستانی 1992 تفنگ سه وضعیت 50 متر مردان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سیه تاب. [ ی َه ْ ] ( ص مرکب ) رنگی باشد بنفسجی که آهن صیقل دیده را به آب لیمو و گرمی آتش رنگ کنند. ( غیاث اللغات ). آهن صیقل کرده را با آب لیمو تر کرده به وضعی بر آتش میگذارند که بنفسجی میشود و آنرا سیه تاب میگویند. ( آنندراج ). || نوعی از رنگ سیاه که بر تیغ و قرصهای سپر و مانند آن کنند و با لفظ کردن و زدن مستعمل است. ( آنندراج ). به سیاهی زده. سیاه گون. سیاه رنگ : ای بسا زر که سیه تابش کنندتا شو...

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آهنی صیقل کرده که آن را با آب لیمو تر کرده باشند بوضعی بر آتش گذارند که بنفسجی گردد . ۲ - نوعی رنگ سیاه که بر تیغ و قرصهای سپر و مانند آن مکالند . ۳ - سیاه رنگ .

کلمات مرتبط

  • سینه تاب
  • رنگین تاب سه انگشتی
  • رنگین تاب سینه مسی
  • سه تاب
  • تابش جسم سیاه
  • نخهای سیر تابیده
  • تابستان سیاه
  • تابع سره
  • تیراندازی در بازی های المپیک تابستانی 1992 تفنگ سه وضعیت 50 متر مردان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات