Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سینوس

تلفظ بین المللی : /sˈinuːs/ تلفظ :‌ [s'inu:s]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگستان زبان و ادب
  • سینوس 1
  • سینوس 2
  • سینوس ایلانیتیکوس
  • سینوس تاجی
  • سینوس سیاهرگی
  • سینوس فکی
  • سینوس های سیاهرگی سخت شامه
  • سینوس پروانه ای
  • سینوس پرویزنی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سینوس. ( فرانسوی ، اِ ) جیب. یکی از نسبتهای مثلثاتی و یکی از خطوط مثلثاتی. سینوس زاویه a یا قوس a را بعلامت a sin نمایش میدهند. بنابر تعریف در یک مثلث قائم الزاویه سینوس هر زاویه حاده عبارت است از نسبت ضلع مقابل آن زاویه به وتر. ( از دائرة المعارف فارسی ). بطور کلی در هر مثلث قائم الزاویه نسبت ضلع روبروی زاویه را به وتر مثلث سینوس آن زاویه میگویند. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جیب در دائرة الم...

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) هریک از دو حفره که در استخوان پیشانی قرار دارند.
۲. (ریاضی ) یکی از نسبت های مثلثاتی که با علامت sin نشان داده می شود.
۳. (ریاضی ) نسبت ضلع رو به روی زاویۀ حاده در مثلث قائم الزاویه به وتر، جیب.

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) ۱ - به طور کلی در هر مثلث قائم الزاویه نسبت ضلع روبروی زاویه را به وتر مثلث سینوس گویند. ۲ - حفرة استخوان های پیشانی و فک اعلی .

دانشنامه آزاد فارسی

سینوس (ریاضیات). سیْنوس (ریاضیات)(sine)در مثلثات، تابعی از یک زاویۀ حاده در مثلث قائم الزاویه، به صورت نسبت طول ضلع مقابل آن زاویه به طول وتر یا بزرگ ترین ضلع. تغییر بسیاری از پدیده های فیزیکی به صورت سینوسی است، یعنی نمودار آن ها به شکل موج سینوسی است. این نموار با مشخص کردن مقادیر زاویه ها برحسب مقادیر سینوس های آن ها در دستگاه مختصات به دست می آید. نمونۀ آن حرکت هماهنگ ساده، مانند نحوۀ تغییر ...

فرهنگ فارسی

حفره، حفره توخالی، محوطه توخالی، مانندبینی
( اسم ) به طور کلی در هر مثلث قائم الزاویه نسبت ضلع روبروی زاویه را به وتر مثلث سینوس گویند .

دانشنامه عمومی

واژه سینوس در معانی زیر کاربرد دارد:در مثلثات، سینوس یک زاویه به معنی نسبت ضلع مقابل زاویه به وتر در مثلث قائم الزاویه است.سینوس در کالبدشناسی به معنی حفره ای در بخش جلوی سر انسان و دیگر جانوران است.در بافت شناسی قلب و عروق سینوس به معنای محل اتصال و ورود سیاهرگ به دو دهلیز قلب استwiki: صورت خواهد بود:wiki: بینی راه پیدا می کنند. سینوس های پارانازال (نزدیک بینی) هشت عدد هستند که به صورت چهار عدد س...

فرهنگستان زبان و ادب

{sine} [ریاضی] اگر زاویه ای در نظر بگیریم که رأس آن در مبدأ یک دستگاه مختصات قائم در صفحه و ضلع اول آن منطبق بر قسمت مثبت محور X باشد، سینوس آن زاویه عبارت است از عرض هر نقطه واقع بر ضلع دوم زاویه به جز رأس، تقسیم بر فاصلۀ بین رأس و آن نقطه
[زیست شناسی] ← کاوک

کلمات مرتبط

  • سینوس 1
  • سینوس 2
  • سینوس ایلانیتیکوس
  • سینوس تاجی
  • سینوس سیاهرگی
  • سینوس فکی
  • سینوس های سیاهرگی سخت شامه
  • سینوس پروانه ای
  • سینوس پرویزنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات