معانی کلمه : سینه کش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
جای پهن و هموار در دامنۀ کوه: سینهکش کوه.
〈 سینهکش آفتاب: [مجاز] جای رو به آفتاب؛ جای مسطح که خورشید بر آن بتابد.
جای پهن و هموار در دامنۀ کوه: سینه کش کوه.
* سینه کش آفتاب: [مجاز] جای رو به آفتاب، جای مسطح که خورشید بر آن بتابد.
* سینه کش آفتاب: [مجاز] جای رو به آفتاب، جای مسطح که خورشید بر آن بتابد.
فرهنگ معین
( ~. کِ ) (ق مر. ) جای هموار و معمولاً شیب دار. ، ~ آفتاب رو به آفتاب ، در معرض آفتاب . ، ~کوه : شیب تند و تیز کوه .
فرهنگ فارسی
یا سینه کش آفتاب . رو به آفتاب در معرض آفتاب . یا سینه کش کوه . شیب تند و تیز کوه .
آنکه سینه را بر زمین یا چیز دیگر بساید .
آنکه سینه را بر زمین یا چیز دیگر بساید .
گویش مازنی
۱زدن ۲سربالایی – دامنه
/sine kash/ زدن - سربالایی – دامنه
مترادف و متضاد
پهلو، دامنه، دامنهکوه
