کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سیمگری
تلفظ بین المللی :
/simɡˈari/
تلفظ :
[simg'aRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ستمگری
سیمگر
از روی ظلم و ستمگری
اس اس سیمریک
بارون سیگریو
بخش سیمریسهامن
جنگل ملی اپاچی سیتگریوز
سوریا سیمری
سیماریس
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
سیمگری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل سیمگر. نقره گری. نقره سازی :
به روزگار زمستان کندت سیمگری
به روزگار حزیران کندت خشت پزی.
منوچهری.
کلمات مرتبط
ستمگری
سیمگر
از روی ظلم و ستمگری
اس اس سیمریک
بارون سیگریو
بخش سیمریسهامن
جنگل ملی اپاچی سیتگریوز
سوریا سیمری
سیماریس
نظرات