(یا: سیماه ) در شاهنامۀ فردوسی ، از بلندپایگان دربار هرمز ساسانی . چون هرمز بر تخت شاهی نشست، با دستاویزهایی بیهوده به هلاک کارگزاران پدر برآمد. برای کشتن سیما نیز از بهرام آذرمهان ، دوست سیما، خواست تا نزد موبدان بر بدکاری سیما گواهی دهد. پس بهرام در مجلسی سیما را ویران کنندۀ ایران خواند. سیما از این داوری دوست خود برآشفت و او را سرزنش کرد. بهرام نیز در پاسخ گفت، چون در انتخاب جانشین برای انوشیرو...