معانی کلمه : سیلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ضربه ای که با کف دست و انگشتان به صورت کسی زده شود، تپانچه، توگوشی، کشیده.
فرهنگ معین
(اِ. ) ضربه ای که به وسیلة کف دست به چهرة کسی زنند، تپانچه . ، با ~ صورت خود را سرخ نگه داشتن کنایه از: در عین تنگدستی آبروداری کردن ، به ظاهر خود را بی نیاز جلوه دادن .
فرهنگ فارسی
توگوشی، ضربه که باکف دست وانگشتان بصورت زده شود
( اسم ) ۱ - انگشتان دست را راست کرده به هم چسبانده تیغ وار بر گردن مجرمان فرود آوردن . ۲ - ضربه ای که به وسیله کف دست به چهره کسی زنند تپانچه کشیده .
( اسم ) ۱ - انگشتان دست را راست کرده به هم چسبانده تیغ وار بر گردن مجرمان فرود آوردن . ۲ - ضربه ای که به وسیله کف دست به چهره کسی زنند تپانچه کشیده .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تپانچه، توگوشی، چک، کشیده ≠ لگد
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
تِلاپِه؛ قفا؛ پس گردنی؛ پوقه؛ شَپِلاق؛ چَک؛ تَلمَچ
