Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیلی

تلفظ بین المللی : /sˈejli/ تلفظ :‌ [s'ejli]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • سیلی باره
  • سیلی خواره
  • سیلی خور
  • سیلی خوردن
  • سیلی زدن
  • سیلی زن
  • سیلی زننده
  • سیلی نرم
  • سیلی جان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سیلی. ( اِ ) آن است که انگشتان دست را راست کنند و بهم بچسبانند و تیغوار بر گردن مجرمان ، گناهکاران و بی ادبان زنند و اینکه طپانچه را سیلی میگویند غلط است. ( برهان ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از جهانگیری ). ضرب دستی که بر گردن زنند و آن چنان باشد که چهار انگشت دست راست کنند و نرمه دست را تیغوار بر گردن مجرمان زنند. ( غیاث اللغات ) ( یادداشت بخط مؤلف ) : گردن ز در هزار سیلی لفچت ز در هزار زپگر.منجیک.روی...

فرهنگ عمید

ضربه ای که با کف دست و انگشتان به صورت کسی زده شود، تپانچه، توگوشی، کشیده.

فرهنگ معین

(اِ. ) ضربه ای که به وسیلة کف دست به چهرة کسی زنند، تپانچه . ، با ~ صورت خود را سرخ نگه داشتن کنایه از: در عین تنگدستی آبروداری کردن ، به ظاهر خود را بی نیاز جلوه دادن .

فرهنگ فارسی

توگوشی، ضربه که باکف دست وانگشتان بصورت زده شود
( اسم ) ۱ - انگشتان دست را راست کرده به هم چسبانده تیغ وار بر گردن مجرمان فرود آوردن . ۲ - ضربه ای که به وسیله کف دست به چهره کسی زنند تپانچه کشیده .

دانشنامه عمومی

سیلی ضربه ای است که با دست به صورت کسی زده شود. اثرات زدن سیلی قرمزی پوست و احساس درد است. اغلب زدن سیلی برای بروز خشم است و زدن سیلی های محکم ممکن است اثری از انگشتان انسان روی صورت شخص ایجاد کند. سیلی خشونت و نوع کتک زدن است. از سیلی همچنین به عنوان نوعی تنبیه بدنی در مدارس نیز استفاده می شود. سیلی های خیلی محکم ممکن است موجب کبودی صورت، خونریزی صورت و پاره شدن پردهٔ گوش شود.نوع دیگری از سیلی هم...

مترادف و متضاد

تپانچه، توگوشی، چک، کشیده ≠ لگد

skelp (اسم)چابک، ضربت، سیلیslog (اسم)تقلا، سیلی، خرحمالی، ضربت سخت، کوشش سختbox on the ear (اسم)سیلیslap in the face (اسم)سیلیcuff (اسم)ضربت، سیلی، دست بند، مشت، دکمه سر دست، سراستین، سردست پیراهن مردانه، سیلی نرمbuffet (اسم)ضربت، ضرب، سیلی، بوفه، رستوران، قفسه جای ظرف، اشکاف، کافه، مشتspat on the face (اسم)سیلی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] سیلی ضربه ای است که با کف دست به صورت زده می شود. که از احکام آن در باب طهارت و دیات سخن گفته‏اند.ضربه زدن با کف دست بر صورت را سیلی میگویند.احکام سیلی← سیلی زدن بر صورت در مصیبت ۱. ↑ العروة الوثقی ج۲، ص۱۳۱. ...wikifeqh: سیلی...

واژه نامه بختیاریکا

تِلاپِه؛ قفا؛ پس گردنی؛ پوقه؛ شَپِلاق؛ چَک؛ تَلمَچ

کلمات مرتبط

  • سیلی باره
  • سیلی خواره
  • سیلی خور
  • سیلی خوردن
  • سیلی زدن
  • سیلی زن
  • سیلی زننده
  • سیلی نرم
  • سیلی جان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات