معانی کلمه : سیلندر
فرهنگ عمید
۱. قطعه ای به شکل استوانه در موتور اتومبیل با سرپوشی که در داخل پیستون حرکت می کند و گاز بنزین و هوای فشرده در آن محترق می شود.
۲. [منسوخ] کلاه استوانه شکل سیاه رنگ که در مراسم رسمی بر سر می گذارند.
۲. [منسوخ] کلاه استوانه شکل سیاه رنگ که در مراسم رسمی بر سر می گذارند.
فرهنگ معین
(لَ) [ فر. ] (اِ.) 1 - لوله ای است استوانه ای شکل که در موتور اتومبیل تعبیه شده ، در داخل سیلندر پیستون حرکت می کند و گاز موجود در سیلندر را به سمت ته سیلندر - که در اصطلاح سرسیلندر گویند - می راند و در آن متراکم می کند. 2 - نوعی کلاه استوانه ای دراز که با لباس رسمی می پوشند.
فرهنگ فارسی
محفظهای استوانهای در درون موتور که پیستون در داخل آن، براثر احتراق مخلوط سوخت و هوا، حرکت رفتوبرگشت دارد
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
cylinder (اسم)
استوانه، لوله، سیلندر
فرهنگستان زبان و ادب
{cylinder , cylinder bore} [قطعات و مجموعه های خودرو] محفظه ای استوانه ای در درون موتور که پیستون در داخل آن، براثر احتراق مخلوط سوخت و هوا، حرکت رفت وبرگشت دارد
