معانی کلمه : سیفلیس
فرهنگ عمید
بیماری واگیردار، موروثی، و مقاربتی که به وسیلۀ زخم های روی آلت تناسلی مشخص می شود و دردهای مفصلی، اختلال های عصبی و ریوی، فلج، کری، و کوری از عوارض آن می باشد، سیفیلیس، کوفت.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) بیماری واگیر که میکروب آن از طریق مقاربت و معاشرت با مبتلایان به سیفلیس سرایت می کند. این مرض به طور مادرزادی به افراد منتقل می شود، کوفت ، آبله فرنگی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) مرضی عفونی و ساری که به ارث به طور مادرزادی به افراد منتقل میشود عامل این ناخوشی باسیلی است مارپیچی به نام ترپونم پال . این مرض به طور مستقیم از افراد مبتلی به افراد سالم قابل سرایت است کوفت .
مترادف و متضاد
آتشک، کوفت، ناخوشی
