معانی کلمه : سیستماتیک
فرهنگ معین
( ~ . ) [ فر. ] (ص . ) دارای ساختار و ن ظام ، نظام مند.
دانشنامه عمومی
سامان مند سازمان مند سازمند
مترادف و متضاد
روشمند، سامانمند، قاعدهمند، نظاممند، مدون، منسجم ≠ نامنسجم

سامان مند سازمان مند سازمند
روشمند، سامانمند، قاعدهمند، نظاممند، مدون، منسجم ≠ نامنسجم