Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سیرآب کردن

تلفظ بین المللی : /sirˈɑb kˈardan/ تلفظ :‌ [siR'Ab k'aRdan]
لغت نامه دهخدا
  • سیراب کردن
  • آب ساب کردن
  • اب ساب کردن
  • فراموش کردن سارا مارشال
  • بیسموت ساب کربنات
  • سیراب
  • سیرآب
  • سیراب گردیدن
  • سیرآب گردیدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سیرآب کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آب دادن . رفع عطش کردن . فرونشاندن تشنگی را. (ناظم الاطباء). آب نهایت دادن . تشنگی را کاملاً برطرف کردن : ابری بیامد و آن کشت را سیرآب کرد چون بدو رسیدی . (قصص الانبیاء ص 131).سیرآب کن بهار خندان رافریادرس نیازمندان را. نظامی .ز اندازه بیرون تشنه ام ساقی بیار آن آب رااول مرا سیرآب کن آنگه بده اصحاب را. سعدی .کشت ما را میتواند قطره ای سیرآب کرداینقدر استادگی ای اب...

کلمات مرتبط

  • سیراب کردن
  • آب ساب کردن
  • اب ساب کردن
  • فراموش کردن سارا مارشال
  • بیسموت ساب کربنات
  • سیراب
  • سیرآب
  • سیراب گردیدن
  • سیرآب گردیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات