کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سیر-نشده | کلماتور
معانی کلمه : سیر نشده
تلفظ بین المللی :
/sˈir naʃˈodeː/
تلفظ :
[s'iR naS'ode:]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
سیر نشدگی
سر کوب نشده
سیر نشدنی
اویز سیرنشده
تعارف سر کسی نشدن
زبان ادم یا ادمی زاد سر کسی نشدن
زبان سر کسی نشدن
محلول سیرنشده
آویز سیرنشده
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
ویژگی محلولی که بتواند مقادیر جدیدی از مادۀ حلشده را در خود حل کند متـ . اشباعنشده
مترادف و متضاد
insatiable
(صفت)
سیر نشدنی، سیرنشده
insatiate
(صفت)
سیر نشدنی، سیرنشده
unsaturated
(صفت)
سیرنشده، اشباع نشده، ترکیب اشباع نشده
فرهنگستان زبان و ادب
{unsaturated} [شیمی] ویژگی محلولی که بتواند مقادیر جدیدی از مادۀ حل شده را در خود حل کند متـ . اشباع نشده
کلمات مرتبط
سیر نشدگی
سر کوب نشده
سیر نشدنی
اویز سیرنشده
تعارف سر کسی نشدن
زبان ادم یا ادمی زاد سر کسی نشدن
زبان سر کسی نشدن
محلول سیرنشده
آویز سیرنشده
نظرات