Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سیدصالح

تلفظ بین المللی : /sejjedsˈɑleh/ تلفظ :‌ [sejjeds'Aleh]
لغت نامه دهخدا
  • سیدصالح بن سیدمهدی قزوینی
  • کوت سیدصالح
  • سیداحمد بن سیدصالح قزوینی
  • سید مهدی سیدصالحی
  • سید صالح
  • کوت سید صالح
  • ارامگاه سید صالح
  • پل تاریخی کوت سید صالح
  • سید صالح جبر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سیدصالح . [ س َی ْ ی ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهمئی سردسیر بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان . دارای 400 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آنجا غلات ، پشم و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالی ، قالیچه ، جاجیم و پارچه بافی می باشد. ساکنین از طایفه ٔ بهمئی بنام بخشعلی معروفند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6)....

کلمات مرتبط

  • سیدصالح بن سیدمهدی قزوینی
  • کوت سیدصالح
  • سیداحمد بن سیدصالح قزوینی
  • سید مهدی سیدصالحی
  • سید صالح
  • کوت سید صالح
  • ارامگاه سید صالح
  • پل تاریخی کوت سید صالح
  • سید صالح جبر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات