معانی کلمه : سیاهرگ
لغت نامه دهخدا
سیاه رگ. [ رَ ] ( اِ مرکب ) ورید. ( فرهنگستان ).
فرهنگ عمید
رگ هایی که خون را به قلب بازمی گرداند، ورید.
فرهنگ معین
(رَ ) (اِمر. ) ورید.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ورید، رگهای بدن که ون ازمویرگهادر آنهاواردو، بقلب بازمیگرددخلاف سرخ رگهاکه خون راازقلب به، تمام اعضای بدن میرساند
ورید
ورید
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
ورید ≠ سرخرگ، شریان
