معانی کلمه : سیاه چادر
لغت نامه دهخدا
سیاه چادر. [ دُ ] ( اِ مرکب ) خیمه و خانه مردم صحرانشین. ( ناظم الاطباء ). چادرهای ایلی.
فرهنگ عمید
خیمه های تیره رنگ که صحرا نشینان و دامداران در صحرا برای خود برپا می کنند، سیاه خیمه، سیاه خانه، سیه خانه، چادر سیاه.
فرهنگ معین
(دُ ) (اِمر. ) چادر سیاه ، خیمه هایی تیره رنگ که صحرانشینان و دامداران در صحرا برای خود برپا می کنند. سیاه خیمه و سیاه خانه نیز می گویند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) خیمه های سیاه رنگ که کولیان و صحرا نشینان در دشت و صحرا برای سکونت بر پا کنند سیاه خانه .
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
لَت
