معانی کلمه : سیاه قلم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
در نقاشی، تصویری که با مداد یا مرکّب سیاه کشیده شده و رنگ آمیزی نداشته باشد.
فرهنگ معین
(قَ لَ ) [ فا - ع . ] (اِمر. ) نوعی نقاشی که در آن فقط با قلم و مرکب سیاه یا مداد کار شده باشد.
فرهنگ فارسی
اثر نقاشی که در آن فقط با سیاهی مرکب یا مداد کار شده و رنگ آمیزی نداشته باشد مقابل رنگی .
