Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیاه فام

تلفظ بین المللی : /siˈɑh fˈɑm/ تلفظ :‌ [si'Ah f'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • سیه فام
  • عمق استاندارد فام سایه
  • عمق فام سایه
  • فام سایه
  • الفا سیاه گوش
  • سیاهفام
  • سیاه
  • سیاه اب
  • سیاه اربه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سیاه فام. ( ص مرکب ) سیاه رنگ. ( ناظم الاطباء ) : شخصی دید سیاه فام ضعیف اندام. ( گلستان ).
زنگی ارچه سیاه فام بود
پیش مادر مهی تمام بود.
امیرخسرو.
رجوع به سیه فام شود.

فرهنگ عمید

آنچه به رنگ سیاه باشد، سیاه رنگ، سیاه گون.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن چه به رنگ سیاه باشد سیاه رنگ .

کلمات مرتبط

  • سیه فام
  • عمق استاندارد فام سایه
  • عمق فام سایه
  • فام سایه
  • الفا سیاه گوش
  • سیاهفام
  • سیاه
  • سیاه اب
  • سیاه اربه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات