معانی کلمه : سیاه بخت
لغت نامه دهخدا
سیاه بخت. [ ب َ ] ( ص مرکب ) بدطالع و شوم. ( آنندراج ). بدبخت. تیره بخت. || زنی که شوی آنرا دوست ندارد و مطبوع بوی نباشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ عمید
تیره بخت، بدبخت، بدطالع، بی طالع، بداختر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - بدبخت تیره بخت . ۲ - دختر مسن بی شوی . ۳ - زنی که در ازدواج خود بدبخت شده .
