معانی کلمه : سیامک
لغت نامه دهخدا
سیامک بدش نام فرخنده بود
کیومرث را دل بدو زنده بود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
در اوستا نام کوهی است .
نام یکی از پهلوانان توران که در جنگ دوازده رخ بدست گرازه ایرانی کشته شد
نام یکی از پهلوانان توران که در جنگ دوازده رخ بدست گرازه ایرانی کشته شد
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: siyāmak) به معنی دارای موی سیاه ؛ (در اعلام) پسر کیومرث که به دست دیو کشته شد و پسر سیامک، (هوشنگ) انتقام او را گرفت .
