Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سیاست فرمودن

تلفظ بین المللی : /sijˈɑsat farmˈuːdan/ تلفظ :‌ [sij'Asat faRm'u:dan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • سیاست
  • سیاست 1
  • سیاست 2
  • سیاست اطلاعاتی
  • سیاست باز
  • سیاست بی برنده
  • سیاست بیطرفی
  • سیاست بین الملل
  • سیاست جنگل
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سیاست فرمودن. [ سیا س َ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) مجازات کردن. کشتن : و بعد از آن سلطان سعدالملک را با چند تن دیگر از خواجگان معروف سیاست فرمود و بدر اصفهان بر کنار زرینه رود همه را بیاویخت. ( مجمل التواریخ ).

فرهنگ معین

( ~ . فَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) مجازات کردن از جانب بزرگان .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - حکومت کردن . ۲ - عقوبت کردن سزا دادن تنبیه کردن .

کلمات مرتبط

  • سیاست
  • سیاست 1
  • سیاست 2
  • سیاست اطلاعاتی
  • سیاست باز
  • سیاست بی برنده
  • سیاست بیطرفی
  • سیاست بین الملل
  • سیاست جنگل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات