معانی کلمه : سیا
لغت نامه دهخدا
سیا. [ س َ ] (اِ) سنارا گویند و آن دارویی است که در مسهلات بکار برند. (از برهان ). اسم فارسی سنا است و گفته اند عصاره ٔ آن است و گفته اند عصاره ٔ نبات دیگر است . (فهرست مخزن الادویه ). || تمر هندی . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
فرهنگ عمید
سیاه.
فرهنگ معین
[ انگ . ] (اِ. ) نام انگلیسی «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا» CIA که فعالیت های جاسوسی و اطلاعات آمریکا را در خارج به عهده دارد.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:سازمان مرکزی اطلاعات
wikijoo: سیا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱سیاه رنگ سیاه ۲تباه و خراب
/seyaa/ سیاه رنگ سیاه - تباه و خراب
